به گزارش مفدا شاهرود، لحن صدایش از پشت گوشی تلفن به خودی خود گویای همه غصه هایی بود که در این ۲۳ سال دوری در وجودش رخنه کرده بود. با این حال روزنه امید را میشد از همان چند کلمه کوتاه و جملههای بریده حس کرد. امیدی که تنها دلیل بهبودی و خداحافظیاش با تخت بیمارستان شد. انگار قرار است از این پس دنیا را طور دیگری ببیند. پس باید همه توانش را جمع و به زندگی سلامی دوباره کند. این بار اما پرانرژی تر. تمایل اندک او به گفتوگو سبب شد تا برای راحتیاش بیش از این مزاحمش نشوم. به او قول دادم هیچ نشانه قابل شناسایی از او در این گزارش نباشد. عکس استفاده شده هم تزئینی است.
با پزشکی که با هوشیاری به موقع زمینه را برای این دیدار چندین ساله فراهم کرده بود به گفتوگو نشستم. دکتر سید شاهرخ آقایان در اینباره اظهار داشت: چندی پیش خانمی طی یک مشاوره روانپزشکی در بیمارستان بهار ویزیت شد و آن روز با وجود اینکه من گوش به زنگ (oncall) این بیمارستان نبودم به اصرار سرپرستار او را نیز برای مشاوره پذیرفتم.
این متخصص اعصاب و روان با بیان اینکه بیمار هیچ اطلاعات دقیقی از خانواده خود نداشت، افزود: این خانم تأکید میکرد که تنها زندگی میکند و در شاهرود آشنا و بستگانی ندارد اما چهار فرزند دارد که از آن ها بیاطلاع است.
دکتر آقایان یادآور شد: علاوه بر اینکه موفق نشدیم از آشنایان و بستگان بیمار برای درمان وی کمک بگیریم، شرایط بیمار نیز به گونهای بود که ترخیصش به تنهایی و بدون حمایت خانواده برای ما نگران کننده بود.
علاوه بر اینکه موفق نشدیم از آشنایان و بستگان بیمار برای درمان وی کمک بگیریم، شرایط بیمار نیز به گونهای بود که ترخیصش به تنهایی و بدون حمایت خانواده برای ما نگران کننده بود.
وی با اشاره به انتقال بیمار به بیمارستان امام حسین (ع) برای پیگیری درمان، ابراز کرد: همزمان با انجام امور درمانی به مددکاری این بیمارستان نیز اطلاع داده شد که فردی با این شرایط بستری است و باید خانواده او را ببینیم تا آن ها را در جریان بیماری وی قرار دهیم.

معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شاهرود با بیان اینکه مددکاران بیمارستان موفق شدند از طریق مراجع قانونی خانواده این بیمار را شناسایی و با آن ها ارتباط برقرار کنند، تصریح کرد: سرانجام برادر این خانم به همراه یکی از فرزندانش که از ۱۰ سالگی مادر خود را ندیده بود، به شاهرود آمدند و پس از سالها در بیمارستان امام حسین (ع) در حضور بنده به عنوان پزشک معالج، سرپرستار بخش و همکاران مددکاری با یکدیگر دیدار کردند.
دکتر آقایان در ادامه بیان کرد: این ملاقات سبب شادی، شعف و نشاط من و همکارانم شد و خستگی سالها فعالیت در زمینه درمان را برطرف کرد.
وی با بیان اینکه در طول ۲۰ سال سابقه طبابت با چنین موردی رو به رو نشده بود، اضافه کرد: از همه مهمتر ایجاد احساس رضایت شغلی بود و خدا را شاکرم که من هم وسیله ای بودم تا این خانواده را به هم برسانم.
مددکار بیمارستان امام حسین (ع) نیز که بانی رساندن این مادر و فرزند به یکدیگر بود، در گفتوگو با خبرنگار مفدا اظهار داشت: خانمی به من معرفی شد که طبق تشخیص پزشک معالج نیاز به کمک داشت اما خود فرد اصرار میکرد با رضایت شخصی مرخص شود.
پیگیری مشکلات بیماران دیگر سبب جلب اعتماد به مددکاران بیمارستان شد
بیمار ابتدا در گفتوگوها همکاری نمیکرد اما زمانی که پیگیری مشکل حقوقی یکی دیگر از بیماران توسط مددکاری را مشاهده کرد، خودش از اتاق بیرون آمد و گفت قصد دارد با من صحبت کند.
فاطمه مختاری افزود: بیمار ابتدا در گفتوگوها همکاری نمیکرد اما زمانی که پیگیری مشکل حقوقی یکی دیگر از بیماران توسط مددکاری را مشاهده کرد، خودش از اتاق بیرون آمد و گفت قصد دارد با من صحبت کند.
مختاری با بیان اینکه بیمار ایرانی بود اما شناسنامهاش را گم کرده بود، یادآور شد: این خانم مشکلاتش درباره بیسرپناهی و دوری از خانواده و چهار فرزندش را مطرح کرد.
وی درخصوص ماجرای جدایی این خانم از خانوادهاش نیز گفت: به گفته خودش از سه سالگی مادر از دست داده و با نامادری زندگی کرده بود. پس از آن دو ازدواج ناموفق داشته و پس از ازدواج دوم با توجه به مشکلات زیاد خانوادگی به شاهرود میآید و دیگر هیچ کدام از اعضای خانواده موفق به یافتن او نمیشوند.
وی با اشاره به تلاش مددکاری بیمارستان برای جستوجوی اعضای خانواده فرد از طریق اداره ثبت احوال، تصریح کرد: با اطلاعاتی که از بیمار دریافت شد با همکاری اداره ثبت احوال اسامی اعضای خانواده وی در سامانه مشاهده و صحت گفتههایش مشخص و کارت ملی هم برای این خانم صادر شد.
این مددکار اجتماعی با بیان اینکه شرایط زندگی بیمار در شاهرود مناسب نبوده است، افزود: ابتدا با صاحبخانهاش صحبت کردم و متوجه شدم او هم از مراجعان مددکاری است و بنابراین نمیتواند بیمار را حمایت کند. سپس به سراغ شماره ای ناشناس در تلفن همراهش رفتم و پس از گفتوگوی تلفنی متوجه شدم شماره منزل پدری این خانم بوده و سالهاست که دیگر در این خانه زندگی نمیکنند.
وی با بیان اینکه مالکان کنونی این منزل قول دادند تلاش کنند تا شماره از یکی از ساکنان قبلی را پیدا کنند، ادامه داد: مدتی بعد خواهر بیمار با مددکاری تماس گرفت و گفت تمام این سالها وقتی از یافتنش ناامید شدند، فکر میکردند فوت کرده است.
در نهایت ملاقات بیمار با پسر و برادرش با هماهنگی و در حضور پزشک انجام شد و این مادر که رنج ۲۳ سال دوری را تحمل کرده بود، تصمیم گرفت مدتی را مهمان فرزندانش باشد تا سپس درباره انتخاب راه جدید زندگیاش تصمیم بگیرد.
کد خبرنگار: ۴۰۰۶۰۱
ارسال نظر